مسایل پوچ پاکستان را مشغول نگه میدارند
نویسنده: دکتر آشوک بهوریا
مترجم: شمس شیروانی
در ظرفِ یک ماه گذشته پاکستان شاهدِ تحولاتی بوده که سیاست را در یک کشور دُچارِ مشکلات مُضاعف بحد زیادی بخود جلب میسازد.
برای کل یک ماه، سیرک سیاسی در پاکستان دورادورِ راهپیمائی آزادیِ مولانا فضلالرحمن و مباحثه بر آن که آیا یک نخست وزیر سه بارۀ بیمار برای مسافرت بهخارج جهت معالجه اجازه داده شود یا خیر گردش میکرد. برنامههای مقدم کانالهای تلویزیونی پاکستان و حتی صفحات اولیه رسانۀ چاپی این نوع مسایل را بطور نامتناسب جلوه میدادند، بجای اینکه کانون توجه را بر مسایلِ مورد نگرانی آیندۀ پاکستان مبذول بسازند.
راهپیمایی فضلالرحمن بهیک طرز برزگتری توجه را بخود جلب نمود، چونکه راهپیمایی او در تاریخ ۲۷ اکتبر از سَکّر آغاز شد و بعد از سپری کردن چند روز بهاسلامآباد رسید. هدفِ اصلی راهپیمائی، بهقول مولانا سرنگونسازی دولت عمران بوده که بدون آن حامیانش اسلامآباد را ترک نخواهند کرد. با ویروسی شدن ویدئوی کادرهای حزبِ او مجهز با چوبها، بسیاری از مفسرین بهیک نتیجۀ خشونتآمیز پیشبینی کردند که دولت را متزلز سازد. چند روز بعد، بدنبال سرسختی دولت از یک سو و دست پاچگی از سوی دیگر، مذاکراتِ ابتدائی با فصلالرحمن و چند تن دیگر از رهبران مخالف که حمایت ولرمی را بهاین راهپیمائی ارایه داده بودند بعمل آمد. آن منجر بهفراخوانی مولانا از حامیانش برای ترک محل و مبادرات بهطرح ب، جهت سازماندهی راهپیمائیها در شهرهای کوچکتری سراسر کشور و آگاه ساختن مردم از ناکامیهای دولتِ عمران خان گردید. ناظران در پاکستان نظر بر آن بودند که دیدمانهای توطئهای که در آن دستهای نامریی ارتش در پشت هردو موردِ راهپیمائی و حتی وادارساختن مولانا برای عقبکشی فوری بعد از رسیدن بهاسلامآباد هویدا بوده است، بکار گرفته شده بودند.
درمیان هیاهویِ بوجود آورده شده اطراف راهپیمائی، مسئلۀ اجازه بهنواز شریف برای مسافرت بهخارج جهت معالجه از قبل توسط رسانهها شاید بخاطر منحرف ساختن توجه از راهپیمائی بحث و مباحثه میشد. نواز که بهاتهام افساد در یک پرونده تحتِ مجازات هفتسالۀ زندانی بسر میبرد و برای تحقیقات از سوی کانون جوابگوئی ملی در ارتباط با یک پروندۀ دیگری تحت بازداشت بوده دُچار وضعیتِ قلبی مزمن قرارداشت و بعلت وضعیت وخیم بیماری، دادگاه عالی لاهور بهضمانتی بهاو جهت معالجه در خارج دستور داد. اما دولتِ حاکمه حزبِ تحریک انصافِ پاکستان آماده بهرفع اسمش از لیستِ کنترل خروجی نبوده و با شرایط سپردن یک ضمانت هفت میلیارد روپیه اجازۀ خروج یکباره برای چهار هفته صادر کرد. اما حزب مسلمِ لیگ پاکستان از جناح نواز، بطور مترقبه این پیشنهاد را مسترد ساخت. نهایتاً دادگاه عالی لاهور با مداخلت مجدد بارِ دیگر دولت را برای اجازه دادن بهمسافرت بخارج دستور داد و دولتِ مطیعانه اجازۀ لازمه را صادر نمود. بالاخره در ۲۰ نوامبر یک آمبولانس هواپیمائی قطر نواز شریف را جهت معالجه بهلندن منتقل ساخت.
بارِ دیگر گمان پردازیها از وادارساختن عمران توسط ارتش جهت تسلیم شدن در برابر اجازه بهنواز و ترک گفتن موضع سرسختِ خود علیه نواز شریف ظهورکردند. عمران بطور غیرضروری خود را برسرِ مسئله مذکور با اتخاذ کردن یک موقعیت اخلاقی مقید ساخته که او هیچ نوعِ تخفیفاتی را بهنواز شریف فقط بعلت اینکه او با یک سابقۀ پرنفوذِ سیاسی برخوردار بوده قایل نمیباشد و اینکه در پاکستانِ نوینِ او، وی در صدد اجرای ریاستِ مدینه بوده و هیچ امکانِ قوانینِ مختلف برای قشرهای مختلف وجود ندارد.
آن آخرِ قضیه نیست. عمران با مواجه شدن از اعتراضات بخاطر موضع معکوسی برسرِ مسئله نواز، دادگستری را برای مجبور ساختن بهتعویض موضع خود مسئول دانست که باعث توبیخِ فوری از سوی رئیس دیوان عالی پاکستان قرارگرفت که او نباید بخاطر تصمیم دولتِ خود دادگستری را مقصر بداند و آن احتمالاً منجر بهیک دورِ دیگر از اعتراضات از سیاستهای عمران خان خواهد گشت و نظر بهاینکه سیاستمداران در این نوعِ مسایل مصروف میشوند و آسیبپذیری خود را نشان میدهند، سایۀ ارتش در پاکستان ضخیمتر و گستردهتر میگردد.
در زمانی که تورم بهاوج خود میرسد و قیمتهای پیاز و گوجه فرنگی فلک بوساند آن منجر بهرفع توهمِ همهگیر گردد، پس آن نوعِ هرج و مرج مزمنِ سیاسی فالِ نیکی نه برای دولتِ عمران خان است و نه بهنفع دموکراسی در پاکستان برای مدتِ طولانی محسوب میشود.
مترجم: شمس شیروانی
در ظرفِ یک ماه گذشته پاکستان شاهدِ تحولاتی بوده که سیاست را در یک کشور دُچارِ مشکلات مُضاعف بحد زیادی بخود جلب میسازد.
برای کل یک ماه، سیرک سیاسی در پاکستان دورادورِ راهپیمائی آزادیِ مولانا فضلالرحمن و مباحثه بر آن که آیا یک نخست وزیر سه بارۀ بیمار برای مسافرت بهخارج جهت معالجه اجازه داده شود یا خیر گردش میکرد. برنامههای مقدم کانالهای تلویزیونی پاکستان و حتی صفحات اولیه رسانۀ چاپی این نوع مسایل را بطور نامتناسب جلوه میدادند، بجای اینکه کانون توجه را بر مسایلِ مورد نگرانی آیندۀ پاکستان مبذول بسازند.
راهپیمایی فضلالرحمن بهیک طرز برزگتری توجه را بخود جلب نمود، چونکه راهپیمایی او در تاریخ ۲۷ اکتبر از سَکّر آغاز شد و بعد از سپری کردن چند روز بهاسلامآباد رسید. هدفِ اصلی راهپیمائی، بهقول مولانا سرنگونسازی دولت عمران بوده که بدون آن حامیانش اسلامآباد را ترک نخواهند کرد. با ویروسی شدن ویدئوی کادرهای حزبِ او مجهز با چوبها، بسیاری از مفسرین بهیک نتیجۀ خشونتآمیز پیشبینی کردند که دولت را متزلز سازد. چند روز بعد، بدنبال سرسختی دولت از یک سو و دست پاچگی از سوی دیگر، مذاکراتِ ابتدائی با فصلالرحمن و چند تن دیگر از رهبران مخالف که حمایت ولرمی را بهاین راهپیمائی ارایه داده بودند بعمل آمد. آن منجر بهفراخوانی مولانا از حامیانش برای ترک محل و مبادرات بهطرح ب، جهت سازماندهی راهپیمائیها در شهرهای کوچکتری سراسر کشور و آگاه ساختن مردم از ناکامیهای دولتِ عمران خان گردید. ناظران در پاکستان نظر بر آن بودند که دیدمانهای توطئهای که در آن دستهای نامریی ارتش در پشت هردو موردِ راهپیمائی و حتی وادارساختن مولانا برای عقبکشی فوری بعد از رسیدن بهاسلامآباد هویدا بوده است، بکار گرفته شده بودند.
درمیان هیاهویِ بوجود آورده شده اطراف راهپیمائی، مسئلۀ اجازه بهنواز شریف برای مسافرت بهخارج جهت معالجه از قبل توسط رسانهها شاید بخاطر منحرف ساختن توجه از راهپیمائی بحث و مباحثه میشد. نواز که بهاتهام افساد در یک پرونده تحتِ مجازات هفتسالۀ زندانی بسر میبرد و برای تحقیقات از سوی کانون جوابگوئی ملی در ارتباط با یک پروندۀ دیگری تحت بازداشت بوده دُچار وضعیتِ قلبی مزمن قرارداشت و بعلت وضعیت وخیم بیماری، دادگاه عالی لاهور بهضمانتی بهاو جهت معالجه در خارج دستور داد. اما دولتِ حاکمه حزبِ تحریک انصافِ پاکستان آماده بهرفع اسمش از لیستِ کنترل خروجی نبوده و با شرایط سپردن یک ضمانت هفت میلیارد روپیه اجازۀ خروج یکباره برای چهار هفته صادر کرد. اما حزب مسلمِ لیگ پاکستان از جناح نواز، بطور مترقبه این پیشنهاد را مسترد ساخت. نهایتاً دادگاه عالی لاهور با مداخلت مجدد بارِ دیگر دولت را برای اجازه دادن بهمسافرت بخارج دستور داد و دولتِ مطیعانه اجازۀ لازمه را صادر نمود. بالاخره در ۲۰ نوامبر یک آمبولانس هواپیمائی قطر نواز شریف را جهت معالجه بهلندن منتقل ساخت.
بارِ دیگر گمان پردازیها از وادارساختن عمران توسط ارتش جهت تسلیم شدن در برابر اجازه بهنواز و ترک گفتن موضع سرسختِ خود علیه نواز شریف ظهورکردند. عمران بطور غیرضروری خود را برسرِ مسئله مذکور با اتخاذ کردن یک موقعیت اخلاقی مقید ساخته که او هیچ نوعِ تخفیفاتی را بهنواز شریف فقط بعلت اینکه او با یک سابقۀ پرنفوذِ سیاسی برخوردار بوده قایل نمیباشد و اینکه در پاکستانِ نوینِ او، وی در صدد اجرای ریاستِ مدینه بوده و هیچ امکانِ قوانینِ مختلف برای قشرهای مختلف وجود ندارد.
آن آخرِ قضیه نیست. عمران با مواجه شدن از اعتراضات بخاطر موضع معکوسی برسرِ مسئله نواز، دادگستری را برای مجبور ساختن بهتعویض موضع خود مسئول دانست که باعث توبیخِ فوری از سوی رئیس دیوان عالی پاکستان قرارگرفت که او نباید بخاطر تصمیم دولتِ خود دادگستری را مقصر بداند و آن احتمالاً منجر بهیک دورِ دیگر از اعتراضات از سیاستهای عمران خان خواهد گشت و نظر بهاینکه سیاستمداران در این نوعِ مسایل مصروف میشوند و آسیبپذیری خود را نشان میدهند، سایۀ ارتش در پاکستان ضخیمتر و گستردهتر میگردد.
در زمانی که تورم بهاوج خود میرسد و قیمتهای پیاز و گوجه فرنگی فلک بوساند آن منجر بهرفع توهمِ همهگیر گردد، پس آن نوعِ هرج و مرج مزمنِ سیاسی فالِ نیکی نه برای دولتِ عمران خان است و نه بهنفع دموکراسی در پاکستان برای مدتِ طولانی محسوب میشود.
Comments
Post a Comment